سه‌شنبه ۱۲ آوریل ۲۰۱۱

منشور توافقات شبکه ارتباطی دیالوگ

پس از گردهمایی عمومی دیالوگ در برلین و تلاش جمعی در انتشار مقالات و جمعبندیهای آن، تدوین منشوری از توافقات در برنامه جلسات هفتگی اینترنتی قرار گرفت. در ادامه نیز بنا به ضرورت، گردهمایی حضوری دیگری سامان داده شد.
متن زیر در گردهمایی دیالوگ از یازدهم تا سیزدهم ماه مارس در مونیخ تدوین و به توافق همگانی حاضرین رسیده و پس از ویرایش نهایی به ایمیل لیست جمعی دیالوگ ارسال و مورد نظر خواهی عمومی قرار گرفته است. نسخه حاضر متن نهایی این منشور توافقات است.

منشور توافقات شبکه ارتباطی دیالوگ

مقدمه

ضرورت فراهم کردن بستری برای رشد و گسترش گفتمان های انتقادی و رویکردهای بدیل در فضای سیاسی حاضر، بنا نهادن شبکه ای ارتباطی و هماهنگ کننده را پیش روی ما نهاد؛ شبکه ای که با روند «سازمان یابی از پایین» حاصل شده و همکاری های داوطلبانه حول دغدغه های مشترک سیاسی را میان افراد و واحدهای مستقل سازنده خود امکان پذیر سازد. در تنظیم منشور توافقاتی که معرف پلاتفرم مشترک و حداقلی این شبکه باشد، سعی بر آن بوده که از یک سو اصل سازگاری درونی برقرار بماند (همخوانی میان پرنسیپ های کار جمعی با اهداف کلی و دغدغه های سیاسی مشترک) و از سوی دیگر مضمون این منشور خود بیانگر محدودیت ها و دشواری هایی باشد که در مسیر دستیابی به اصول و ارزش ها و دغدغه های مشترک برای بنیان نهادن یک فعالیت شبکه ای (به رغم تفاوت های واحدهای سازنده و با حفظ استقلال آنها) اجتناب ناپذیر است؛ محدودیت هایی که ضرورت های کار مشترک، نسل امروز را برای غلبه بر آنها به چالش می کشد. با این وجود باور ما بر آن نیست که چنین شبکه ای می تواند در مرز نامحدودی از تکثر سیاسی شکل بگیرد؛ بلکه تکثر دیدگاههای افراد و واحدهای سازنده ی شبکه به ناچار تا حدی است که اختلاف دیدگاهها و جهت گیری های کلی در مرز تنافر نباشد، طوری که در عمل، بنا نهادن یک شبکه برای همکاری های مشترک و پیشبرد کار مشترک در چنین ظرفی امکان پذیر گردد. در عوض بر این باوریم که پویایی یک جامعه سیاسی که جهت گیری های مختلف و نا همسویی را در خود حمل می کند، منوط است به وجود مجموعه ای از شبکه های فعال، نه یک شبکه جامع و فراگیر.
تاکید بر این نکته هم ضروری است که متن حاضر بیانگر پلاتفرم یک حزب یا سازمان سیاسی معین نیست و تنها برآیند مشترک ارزش ها و دغدغه هایی است که افراد و جمع های تشکیل دهنده این شبکه ارتباطی بر سر آنها توافق کرده اند؛ به این اعتبار دیدگاههای مشترک طرح شده در این منشور، در سطحی کاملا حداقلی بوده و فارغ از مصداق ها و رویکردهای معینی است که هر فرد یا واحد همکاری کننده بدان ها باور دارد. ناگفته پیداست که همچنان که این منشور خود محصول توافقات جمعی بوده است، تغییر آن نیز در مسیر تجربیات آینده، از بستر توافقات جمعی امکان پذیر و قابل تصور است.
در نهایت از نظر ما همه افراد و گروههایی که با پرنسیپ ها و دغدغه های طرح شده در این منشور همدلی و همراهی دارند، مخاطبان این منشور برای پیوستن و همکاری در این شبکه ارتباطی محسوب می شوند؛ چرا که رشد و گسترش این شبکه و دستیابی به اهداف آن، بی تردید نیازمند مشارکت وسیع تر و هماهنگ شدن بیشتر کنش های فردی و جمعی است.


پرنسیپ ها و ارزش های کار جمعی

الف) جایگاه ویژه "فرد" و ارتباط آن با فعالیتهای جمعی (*):
1) اهمیت جایگاه فرد و حضور و مشارکت خودانگیخته فردی در روند تصمیم گیری ها، به طوری که ساختارهای پیشبرد کار مشترک در تقابل با آزادی های فردی و آزادی عقیده و بیان و اراده افراد قرار نگیرد.
2) استقلال و خودمختاری افراد و جمع های تشکیل دهنده ظرف/شبکه مورد نظر نسبت به هم، در عین پاسخگو بودن نسبت به مسئولیت های پذیرفته شده.
3) داوطلبانه بودن شرکت در پروژه های جمعی و توزیع مسئولیت ها بر مبنای مشارکت داوطلبانه.
4) عدم ارزش گذاری میان واحدها/افراد به دلیل تقدم و تاخر حضور و فعالیت آنها در شبکه و به رسمیت شناختن حق خروج آزادانه افراد و گروهها از شبکه .
5) چرخشی بودن مسئولیت ها و پرهیز از ایجاد موقعیت ها و جایگاههای ثابت در حوزه های کاری و توزیع مسئولیت ها (به منظور رشد قابلیت های فردی و پرهیز از منجمد شدن ساختارهای اجرایی)
(*) منظور از "فرد" یک شخص و یا یک واحد مستقل می باشد.

ب) مشخصه های بنیادین کار جمعی در شبکه ارتباطی دیالوگ (برای همکاری های فرامحلی جوانان و دانشجویان):
6) پایبندی کل شبکه و همچنین همه واحدهای سازنده آن به اصول دیالوگ جمعی و روابط غیر عمودی و حذف سلسله مراتب و پرهیز از زمینه سازی برای شکل گیری حلقه های درونی قدرت و روابط سلطه در درون شبکه.
7) اهمیت دادن به مسیر و پروسه به اندازه مقصد و هدف. به عبارتی قربانی نکردن پرنسیپ های انسانی و توافقات دموکراتیک جمعی در پای سرعت عمل برای رسیدن به اهداف مقطعی یا دراز مدت (محور بودن انسان).
8) فراهم کردن بستری انعطاف پذیر برای تمرین و پیشبرد کار جمعی در قالبی نوین و بر مبنای دیالوگ درونی و همکاری های داوطلبانه، که در عین حال قابلیت حرکت بر مبنای آزمون و خطا و به کارگیری بازخورد ها را دارا باشد. چنین بستری باید به پرورش و رشد خصلت ها و قابلیت هایی در افراد بیانجامد که پشتوانه کار گروهی بر مبنای امکانات و ملزومات گفتگوی جمعی باشد؛ [تدارک عرصه ای از کار جمعی که امکان بروز نوآوری ها و خلاقیت های فردی را فراهم کند و با پروسه یادگیری و آموزش تجربی برای افراد و واحدها همراه باشد. رشد قابلیت های فردی برای تفکر مستقل و انتقادی، بخشی از افق های این آموزش است که بی گمان به ارتقای کیفی کارکردهای این شبکه نیز می انجامد.]
9) شفافیت در کارکردهای درونی و مواضع بیرونی. پرهیز از مصلحت کاری و خودسانسوری و همه ی مکانیزم های تضعیف کننده شفافیت کار جمعی.
10) سیالیت ساختارهای مورد توافق و امکان بازنگری نقادانه در ساختارها و توافقات پیشین.
11) مستقل بودن از نهادهای قدرت و عدم سمت گیری به سمت کسب قدرت و یا حمایت از طیف های جویای قدرت. در عوض منتقد قدرت بودن و سمت گیری به سوی گفتمان سازی و نقد و ارتقای گفتمان های انتقادی در حوزه سیاسی، با ترویج ملزومات تحقق «سیاست مردم» و اقدام در جهت عینیت بخشیدن به آن در حوزه های فعالیت.
12) عدم وابستگی مالی به نهادهای قدرت و پایبندی به ملزومات «خود بنیادی»:
- استقلال مالی و تاکید بر اصل خودبنیادی مستلزم جهت یابی برای درآمدزایی از امکانات و استعدادها و ظرفیت های موجود در شبکه است. همچنان که مستلزم برآورد دقیق از هزینه ها، برنامه ریزی صحیح برای مراحل اجرایی و بهره گیری خلاقانه از امکانات و منابع مالی موجود است.
- به طور کلی اجرای پروژه هایی که تامین منابع مالی مورد نیاز آن برای واحدهای مشارکت کننده و کارگروه اجرایی مربوطه امکان پذیر باشد اولویت دارد. به بیان دیگر، گزینش و تعریف پروژه ها در حدودی که نیازمند وابستگی مالی به منابع بیرونی نباشد.
- تاکید بر اصل شفافیت در منابع مالی و پروسه تهیه و مصرف آن در پروژه های اجرایی شبکه.
- در صورتی که پذیرش کمک از یک فرد یا موسسه یا نهاد مستقل (مانند NGOها و نهادهای مشابه) در دستور کار قرار گیرد، رعایت پیش شرط های زیر ضروری است:
o کسب اطمینان از درج پیش شرط عدم دخالت در امور داخلی شبکه، از طرف سازمان ها و نهادهای احتمالی تامین کننده منابع مالی (مانند NGOها و نهادهای مشابه)
o کسب اطمینان از در تضاد نبودن مواضع و اهداف و سیاست های منبع مالی مورد نظر با منشور شبکه و توافقات و اصول و دغدغه های سیاسی مندرج در آن.
(**) منظور آن دسته ویژگی های اساسی و متمایز کننده ای است که این شبکه ارتباطی بر اساس آنها و برای تحقق آنها ایجاد شده است. به این دلیل این ویژگی ها خصلت هایی بنیادی برای این شبکه محسوب شده و از این لحاظ تا حدی ثابت می باشند.

اهداف کلی
این حرکت در وهله اول برای ایجاد تغییر در فضای سترون ایرانیان خارج کشور، به ویژه در میان انبوه جوانان و دانشجویانی است، که در حوزه امور سیاسی- اجتماعی در وضعیت بی عملی یا دنباله روی انفعالی از ساختارهایی هستند که یا بر آنها تحمیل شده اند و یا در نبود انتخابی بهتر، به اجبار برگزیده شده اند. هدف ما تدارک بستری است که به پرورش و گسترش نگرش های انتقادی و گفتمان های بدیل بیانجامد. روند رسیدن به این هدف از دید ما پروسه سازمان یابی از پایین است که الگو و ساختار آن به لحاظ خصلت های مترقی و نوین خود، پتانسیل و زمینه های فراگیر شدن داشته باشد و به تغییر وضعیت مشارکت سیاسی بیانجامد. افق کلان این کار، کمک به روند مبارزه و مقاومت جمعی دراز مدت و دموکراتیک در سطحی گسترده است؛ شکل نوینی از کنش جمعی سیاسی که نه تنها به تغییر وضع موجود می اندیشد، بلکه به افراد درگیر در این مبارزه و به ماهیت دموکراتیک این پروسه نیز به عنوان هدف می نگرد و ارتقای آنان را پا به پای پیشبرد مبارزه و مقاومت در نظر می گیرد. این البته به معنای باور به گنجاندن همه این نیروها در یک تشکل واحد نیست، بلکه به معنای تکیه بر الگوهایی از کار جمعی است که ترویج عملی آنها به ایجاد و رشد این گونه تشکل ها و امکان همکاری میان آنها یاری برساند. به طبع سازمان دادن به یک مبارزه عمومی و مقاومت فعال و مترقی در سطح گسترده، مستلزم نوآوری های نظری و عملی، در عین پایبندی به ارزش های دموکراتیک است. این هدف تنها از طریق همراهی نیروهایی میسر می شود که آزادی و برابری را ارزش هایی وابسته به هم و تفکیک ناشدنی می انگارند.

دغدغه های مشترک سیاسی
در نگاه کلان این شبکه بخش اصلی تلاش های خود را در جهت کمک به ایجاد تغییرات بنیادی در وضعیت مردم و جامعه ایران از طریق بستر سازی برای رشد و تقویت گفتمان های بدیل سامان خواهد داد. این تغییرات بنیادی شامل تحقق همه آرمان هایی است که فقدان آنها نه فقط جامعه ایران، بلکه تمامی جوامع انسانی را در سطوح و مراتب مختلف تهدید می کند. آرمان هایی مثل: آزادی های فردی و اجتماعی و سیاسی، برابری و عدالت اجتماعی و دسترسی برابر شهروندان به امکانات رشد فردی و حمایت های اجتماعی، رفع مناسبات مبتنی بر تبعیض در تمامی سطوح آن (شامل تبعیض جنسیتی و تبعیض های برآمده از نوع علایق جنسی، رفع تبعیض های مبتنی بر نوع باورهای دینی، رفع تبعیض های نژادی و قومی و ..... ). بر این اساس این شبکه ارتباطی به طور کلی در تقابل با گفتمان های فراگیری است که پشتیبان ساختارها و مناسبات سلطه هستند و سلطه و ستم را در سطوح خرد و کلان تولید و توجیه و بازتولید می کنند. در چنین بستری است که افراد و واحدهای سازنده این شبکه، شکل گیری و تقویت گفتمان هایی بدیل را ضروری می دانند و تلاش های خود را معطوف به کمک برای رشد و تقویت چنین گفتمان هایی خواهند ساخت.

ساختار درونی شبکه و ساز و کار تصمیم گیری

الف) ساختار درونی و الگوی همکاری ها
1) این شبکه از افراد و واحدهایی تشکیل می شود که به مفاد کلی این منشور باور دارند، خواه در تدوین این منشور سهیم بوده و خواه در مراحل بعدی به آن پیوسته باشند. واحدها یا بلوک های تشکیل دهنده شبکه می توانند افراد، جمع ها و گروههایی باشند که در یک محدوده محلی یا در حوزه های فکری مشترک فعالیت دارند.
2) افراد و واحدهای سازنده این شبکه ارتباطی در استقلال از هم بوده و تنها به طور داوطلبانه حول پروژه های مورد قبول خود همکاری می نمایند. بدیهی است که داوطلبانه بودن همراهی با پروژه های پیشنهادی، منافاتی با مسئولیت پذیری و پاسخ گویی در پروژه های درگیر ندارد.
3) پروژه ها از سوی افراد یا واحدها به شبکه پیشنهاد شده و در صورت لزوم در مورد ضرورت آنها گفتگوی جمعی در می گیرد. نهایتا افراد و بلوک های علاقمند، با پایبندی به توافقات منشور به اجرای مشترک آن پروژه اقدام می کنند. در این صورت این پروژه با نام مشخص افراد یا واحدهای درگیر در آن عرضه خواهد شد، با این توضیح که این افراد و واحدها به عنوان بخشی از شبکه ارتباطی دیالوگ معرفی خواهند شد.
4) در مواردی که مساله ای به تغییر ساختار شبکه ارتباطی و یا ماهیت و جهت گیری های کلی آن مربوط شود، با بحث ها و تصمیم هایی مواجه خواهیم بود که مستلزم حضور و مشارکت همگانی است. در چنین مواردی اصل مشارکت داوطلبانه منافاتی با مشارکت مسئولانه در تصمیم گیری ها ندارد.
5) بخش هایی از الگو یا ساختار این شبکه ارتباطی تا زمانی که این شبکه فعالیت های بیرونی معینی را در پیش نگیرد و یا واحدهای اولیه تشکیل دهنده آن مشخص نگردد، به طور پیشینی قابل ترسیم نیست. نظیر روش ها و مجراهای طرح انتقادات و راههای طرح و دریافت بازخوردها / فیدبک ها؛ راههای نظارت جمعی بر نحوه پیشرفت پروژه ها و مسئولیت ها و میزان تحقق یافتنِ پایبندی های دموکراتیک و یا روش ها و مجراهای بازنگری توافقات و تصمیمات گذشته (گر چه وجود همه این موارد در ساختار درونی شبکه قطعی است).

ب) ساز و کار تصمیم گیری
1) پیش از هر چیز لازم است مشخص گردد حوزه مورد بحث و تصمیم گیری به کدام دسته تعلق دارد. موارد تصمیم گیری به دو حوزه کلی قابل دسته بندی هستند:
- موضوعاتی که به توافق عمومی (اجماع) نیاز دارند. در این موارد بحث های اقناعی ملاک کار است نه رای گیری . برای مثال تدوین اصول و راهکارهای کلی نظیر منشور یا تصمیم گیری واحدهای مشارکت کننده در یک پروژه در مورد جهت گیری های کلی طرح.
- موضوعاتی که اختلاف نظرها بیشتر جنبه سلیقه ای دارند نه مبنایی و اصولی. نظیر تصمیم گیری در مورد کارهای اجرایی یا پیشبرد مراحل اجرایی پروژه ها. حتی در این موارد هم رای گیری باید پس از حدی از بحث های جمعی انجام شود، نه در ابتدا. (برای مرحله رای گیری، داشتن یک معیار عددی معین، به عنوان حداقل درصد آرا برای تصویب یک طرح/راهکار، ضروری است)
2) تلاش جهت به حداقل رساندن تصمیم گیری های جمعی برای کل شبکه ارتباطی و ارجاع تصمیم گیری ها تا حد امکان به درون واحدهای سازنده شبکه (هر چند حوزه هایی از تصمیم گیری قابل پیش بینی است که کل اجزای شبکه باید در تصمیم گیری شرکت نمایند).
3) از آنجایی که در بحث های اقناعی رسیدن به هم نظری عمومی بسیار دشوار است، این امکان قابل پیش بینی است که مخالفان برای تسهیل پیشرفت کارها با حفظ موضع مخالف از نظر خود انصراف دهند. در این صورت، باید در آینده این امکان را برای آنها در نظر گرفت که برای دفاع از ایده/نظر خود فرصت کافی در اختیار داشته باشند تا نظر خود را بهتر و مستدل تر بیان کنند. طوری که بر اساس بازخورد این مباحثات، تصمیم گیری در موارد مشابه مورد بازنگری قرار گیرد.
4) در برخی موارد اجرایی که تصمیم گیری نهایی نیازمند دسترسی به اطلاعات محلی یا دانش فنی/تخصصی است باید نخست در مورد معیارها نظرسنجی شود و معیارهای مورد پذیرش/توافق تعیین گردد و سپس یک جمع داوطلب (یک کارگروه مشخص) بر اساس معیارهای مورد توافق درباره جزئیات فنی/اجرایی کار تصمیم گیری کنند.
5) در مورد برون دادهایی نظیر بیانیه ها و گزارش ها و اسناد مکتوب که در آنها تصمیم گیری با توافق عمومی انجام نمی شود، می بایست عدم توافق عمومی بر آن موضوع ذکر شده و رهیافت های بدیل مربوط به آنها (که در اقلیت واقع شده اند) نیز قید شود.
6) باور به کار مشترک با در نظر گرفتن چندگانگی بینش ها و هویت های سیاسی به معنای آن است که برون دادهای این شبکه باید از سوی گروه ها یا واحدهایی معرفی شود که با اجرای آن پروژه/خروجی معین موافقند. ضمن اینکه در برون دادها ذکر خواهد شد که این پروژه در بسته شبکه ارتباطی دیالوگ مطرح شده که نهایتا این واحدها (یا این درصد از کل واحدها) این پروژه را اجرایی کردند.

دوشنبه ۱۸ اکتبر ۲۰۱۰

سایت مقالات همایش دیالوگ برلین راه اندازی شد

مقالات ارائه شده به همایش سازمانیابی مستقل و فرامحلی جوانان و دانشجویان خارج از کشور (دیالوگ) در برلین را میتوانید به ترتیب موضوعی محورهای همایش در این سایت مطالعه کنید

https://sites.google.com/site/youthdialog

شنبه ۹ اکتبر ۲۰۱۰

فرم نظرخواهی همایش جوانان و دانشجویان در برلین

سلام دوست عزیز
اگر از شرکت کنندگان همایش برلین بوده باشی، فرم نظر خواهی که قولش را داده بودیم در آدرس زیر آماده است تا از طریق آن نظراتت را با دیگر دوستانت که آنها هم در همایش شرکت
داشتند در میان بگذاری

فرم نظرخواهی

پیشاپیش از همکاریت ممنونیم
دوستانت در کمیته ی برگزاری همایش دیالوگ

پنجشنبه ۳۰ سپتامبر ۲۰۱۰

قابل توجه شرکت کنندگان در همایش دیالوگ - برلین

دوستان گرامی شرکت کننده در همایش دیالوگ (برلین)،
شماره تلفن های زیر برای پاسخگویی به پرسش های ضروری شما (هنگام ورود به برلین و در طی زمان همایش) در نظر گرفته شده است:

00491636121394
004917680152691

به امید دیدار شما در برلین!

شنبه ۲۵ سپتامبر ۲۰۱۰

جزئیات تکمیلی در زمینه اقامت و جدول زمانبدی همایش دیالوگ


جزئیات تکمیلی در زمینه اقامت و جدول زمانبدی همایش دیالوگ
پیرامون چرایی و چگونگی سازمان یابی مستقل و فرامحلی جوانان و دانشجویان خارج کشور

زمان: یکم تا سوم اکتبر
مکان: دانشگاه آزاد برلین
Freie Universität Berlin, Habelschwerdter Allee 45, Hörsaal 2, 14195 Berlin

جمعه یکم اکتبر

10.00 تا 11.00 ثبت نام شرکت کنندگان
11.00 تا 12.30 گشایش همایش

12.30 تا 14.00 تنفس و نهار

محور اول: ضرورت
ضرورت­های سازمان­یابی مستقل و فرامحلی جوانان و دانشجویان خارج کشور
(دشواری­های وضعیت سیاسی حاضر؛ الزامات و چشم­اندازهای گذار)
14.00 تا 16.00 ارائه مطالب و پرسش و پاسخ
16.30 تا 19.00 گفتگوی آزاد

شنبه دوم اکتبر

محور دوم: بازخوانی تجارب
بازخوانی تجارب فعالیت شبکه­های جوانان خارج کشور، به ویژه در سال گذشته
(دستاوردها، کاستی­ها و امکانات موجود برای سازمان­یابی گسترده­تر این شبکه­ها)
10.00 تا 12.00 ارائه مطالب و پرسش و پاسخ
12.00 تا 13.30 گفتگوی آزاد

13.30 تا 15.30 تنفس و نهار

محور سوم: تجارب بین المللی (زبان: انگلیسی)
نگاهی به تجارب بین­المللی در زمینه­ی سازمان­یابی جوانان و دانشجویان
(با تاکید بر تجربیات گروه­های خودسازمان­یافته­ی بین­المللی)
15.30 تا 19.00

یکشنبه سوم اکتبر

محور چهارم: الگوها
الگوهای بدیل برای سازمان­یابی مستقل جوانان و دانشجویان خارج کشور
(با تاکید بر سازمان­یابی از پایین: چیستی و چرایی آن)
10.00 تا 12.00 ارائه مطالب و پرسش و پاسخ
12.00 تا 13.30 گفتگوی آزاد

13.30 تا 15.30 تنفس و نهار

15.30 تا 19.00 گفتگوی آزاد

اقامت
اقامت شرکت کنندگان در حد فاصل جلسات گفتگو یعنی جمعه شب و شبنه شب توسط برگزار کنندگان در هاستل زیر هماهنگ و پرداخت شده است.

Spreewaldplatz 8, 10999 Berlin
www.36rooms.com

طبعا حل مسئله اقامت در صورت ورود زودتر یا خروج دیرتر از روزهای برگزاری به برلین به عهده خود شرکت کنندگان میباشد.

یکشنبه ۱۹ سپتامبر ۲۰۱۰

فراخوان تکمیلی همایش گفتگوی جوانان و دانشجویان پیرامون ضرورت ها و بدیل های سازمان یابی (برلین: یکم تا سوم اکتبر)

از زمانی که جمعی از جوانان ایرانی گرد هم آمدند (حدود دسامبر 2009 ) تا بستری را برای گفتگوی جمعی پیرامون چگونگی تشکل یابی مستقل جوانان و دانشجویان در خارج کشور تدارک ببینند، این ایده با واکنش های مختلفی مواجه بوده است. این واکنش ها و بازخوردها تنها از جانب مخاطبین نبوده، بلکه افرادی که با باور به ضرورت ایجاد چنین تشکلی و طرح مقدماتی آن، زبان گویای همه آنانی شده بودند که جای چنین شکلی از فعالیت جمعی را خالی می دیدند، خود نیز به بازاندیشی و نقد صورت بندی اولیه طرح های پیشنهادی پرداختند. به عنوان مثال در اولین فراخوان این جمع با عنوان "این خانه از آن ماست" ، مخاطب به شرکت در بازخوانی جمعی (و نه تکرار) تجربه کنفدراسیون یا اتحادیه دانشجویان و محصلین ایرانی دعوت شده است (1).

هر چند با وجود ارجاع مشخص به بازخوانی تجربه کنفدراسیون، عمل مشترک جمعی جوانان ایرانی خارج از کشور، تنها در این قالب محدود معرفی نشده است، بلکه فراخوان مخاطبان خویش از میان جوانان و دانشجویان را به هم اندیشی و گفتگو برای یافتن شکل و ساختاری مطلوب و راهکاری در خور برای ایجاد یک تشکل فرامنطقه ای دعوت کرده است. حتی با استناد به همین فراخوان اولیه، تنها امری که با قطعیت مورد تاکید دعوت کنندگان قرار گرفته است، لزوم ایجاد تشکلی با مکانیسم هم اندیشی جمعی و با روند شکل گیری از پایین است.

به هر روی پس از طرح مقدماتی این ایده، طی جلسات منظم بحث و گفتگو که با شرکت جمع وسیعتری از فعالان جوان و دانشجو حول این موضوع دنبال می شد، توافق حاصل شد که نه تنها تجربه کنفدراسیون، بلکه تجربه هیچ یک از سازمانهای سیاسی موجود، مبنای حرکت جمعی یا مورد گرته برداری قرار نگیرد. زیرا مختصاتی که شرایط زمانی امروز به ما تحمیل می کند، به کلی متفاوت با دوره های شکل گیری کنفدراسیون و دیگر سازمان های سیاسی است و از این رو تشکل یابی امروز نیز لاجرم اشکال، مضامین و راهکارهای ویژه خود را طلب می کند، که دعوت به یافتن و بنا کردن آنها موضوع فراخوان به گفتگو (در برلین) بوده است. با این وجود آگاهی از تجربیات کنفدراسیون و دیگر نهاد ها و سازمانهای سیاسی، آنگاه که به عنوان تجربه و نه اصل و قانون به آنها نگریسته شود، بدون تردید مفید خواهد بود.

علاوه بر این ایده تشکل یابی نیز در طی این بحثها در قالبِ مفهوم سازمان یابی بیش از پیش تدقیق شد. «سازمان یابی» که باید آن را از «سازمان دهی» تمیز داد، به معنی آن است که جمعی که نیاز عمل جمعی را دریافته در روندی خودانگیخته و مشارکتی به سازمان دادن خویش می پردازد. تمایز گذاری فوق در بردارنده این اصل مهم است که این گونه سازمان یابی نمی تواند مبتنی بر شکلی پیشینی و از پیش تعیین شده باشد، بلکه ساختار و جهت گیری های آن در فرآیندی پویا و با توجه به برآیند گرایشهای فکری و عملی واحدهای سازنده آن یعنی تک تک افراد تعیین می شوند. به عبارتی در روند سازمان یابی، بر خلاف تجربه های متداول سازمان دهی، افراد داوطلب در جهت نیل به اهداف افراد و گروههای سیاسی و عقیدتی خاص، (اهدافی که مشترک پنداشته می شوند) در ساختارهای از پیش تعیین شده قرار نمی گیرند، بلکه خود در تعیین این ساختارها و جایگاه مناسب خود در آنها فعالانه سهیم می شوند. به همین خاطر این مفهوم در فراخوان قبلی با عبارت سازمان یابی از پایین توصیف شده است. به این ترتیب گونه ای از فعالیت جمعی که بحث از چند و چون آن مبنای گفتگوهای پیش روی ما خواهد بود، نه بر ضدیت و نفی اشکال موجود سازمان دهی، بلکه بر تفاوت بنیادین با آنها استوار است.

متاسفانه به رغم تاکید ضمنی بر این دیدگاهها، به دلیل نو بودن تجربه فعالیت جمعی مستقل و از پایین در عرصه سیاسی ایران، و شاید با دلایل قابل فهم دیگر، در برخی بازخوردهای رسانه ای دو فراخوان گذشته شاهد آن بوده ایم که افق های این تلاش جمعی پیشاپیش در همسان انگاری با ساختارهای گذشته یا موجود، به آنچه که نیست فروکاسته شده است. بخشی از این ماجرا به ابهام و عدم تعینی بر میگردد که ویژگی ذاتی هر کار نوین است، عدم تعینی که با وجود ظاهر رعب آور و شاید دور کننده اش، در بر دارنده امکانات تازه ای برای ظهور اندیشه و عمل جمعی در عرصه عمومی است. در واقع نشست برلین برای رمزگشایی از همین ابهام و به منظور تعین بخشیدن به دغدغه ها و رویاهای مسکوت مانده ی ما تدارک دیده شده است. از سوی دیگر تجربه چندین ماهه اخیر به ما نشان داده است که باید هر چه بیشتر و گسترده تر به هم اندیشی و گفتگوی جمعی تکیه کنیم، چرا که از دل گفتگو های جمعی راه حل های بدیع و کارآمدی زاده می شوند که پیش از بحث و گفتگو قابل تصور نبودند.

در عین حال باید اذعان کرد فشردگی و نقایص متن فراخوانی که برای دعوت به همایش گفتگو در برلین منتشر شده است، به نوعی بر میزان ابهامات اجتناب ناپذیرِ موجود افزوده است.

بر این اساس متن پیش رو که بر اساس بازخوردهای عمومی فراخوان پیشین تنظیم شده است، جهت روشن کردن پاره ای از ابهامات و نیز رفع نقایص و پاسخگویی به برخی انتقادات طرح شده در مورد شیوه برگزاری همایش ارائه می گردد.

الف. انتقادات
دو مورد مشخصی که برخی از دوستان و مخاطبین به ما انتقاد داشته اند، یکی قائل شدن شرط سنی برای شرکت در همایش و دیگری تعیین ورودیه (و نیز تبعیض میان دانشجویان و پناهجویان و پناهندگان در مبلغ ورودیه) بوده است.

در مورد شرط سنی، همانطور که در فراخوان قبلی (2) ذکر شده است ، باور داریم که نسل ما هیچگاه به لحاظ تاریخی امکان عمل سیاسی مستقل را نداشته است. به طور مشخص جوانان و دانشجویان هم در داخل و هم در خارج کشور تشکل مستقلی که برخاسته از نیازها و دیدگاههای جمعیشان باشد نداشته اند، بلکه مجبورشده اند به «سازمان داده شدن» در قالب ساختارها و گفتمان های سیاسی غالب بسنده کنند. این گفتمان های رایج نیز یا ریشه در قدرت سیاسی حکومتی داشته و یا متکی به تجربیات نظری و عملی اپوزیسیون بوده است. در هر دو مورد نهایتا تشکل های جوانان به جای انعکاس نظرات اعضای خود مجبور بوده اند به سخنگویی برای متولیان خود تبدیل شوند. این ساز وکار با اصل سازمان یابی از پایین که با توجه به دیدگاهها و ویژگی ها و خواست های فردی اعضا و برآیند جمعی آنها انجام می شود تفاوت ماهوی دارد. از این رو علاوه بر تمایزی که میان سازمان یابی مطلوب ما و ساختارهای عمودی (از بالا به پایین) و قدرت محور موجود قائل شدیم، به خود جرات دادیم برای تاکید بر تجربه ی مستقل و مختص جوانان، بازه سنی قراردادی را به عنوان شرط شرکت در همایش تعریف کنیم تا تنها کسانی را شامل شود که فاقد امکان مشارکت سیاسی در انقلاب 57 بوده اند. واضح است که این تمهید گریز ناپذیر بر مبنای هیچ تعریف جامعه شناسانه از مفهوم «جوان» استوار نیست، و نیز به هیچ رو به معنای تمایز ارزشی و یا خط کشی مکانیکی میان نسل ها نمی باشد. بلکه تنها راهکاری قراردادی است که امکان گردهمایی و هویت یابی مستقل نسل ما را فراهم می کند و به ما فرصت می دهد تا ضمن پذیرش مسئولیت خطاهای احتمالی، راه حل های پیشنهادی خود را طرح کرده و تجربه کنیم. امید و انتظار ما این بوده است که تمام یاران و همدلانی که در حوزه تعریف این پیش شرط (بازه سنی زیر 45 سال) قرار نگرفته اند آن را به عنوان ابزاری چاره ناپذیر (نه مطلوب و بی نقص) برای حفظ استقلال و خودانگیختگی تجربه نسل ما تلقی کنند و نه به نشانه حذف خود. ضمن آنکه ما خود واقف بوده ایم که لحاظ کردن محدوده ی سنی به خودی خود تضمین کننده دغدغه ها و اهداف ما نیست.

با این وجود همان گونه که در متن فراخوان هم ذکر شده، برای پایبندی به ضرورت شفافیت و نیز برای کمک به برقراری دیالوگ در سطحی عام تر و با مخاطبانی وسیع تر، این امکان در نظر گرفته شده که متن تمام مقالات و سخنرانی های همایش (و تا جای ممکن روند بحث های شفاهی) در اولین فرصت به صورت مکتوب در وبلاگ دیالوگ انعکاس یابد. همچنین دیدگاهها و نقدهای مکتوب علاقمندان به این همایش، خواه پیرامون موضوع همایش و خواه در مورد شیوه تدارک و برگزاری آن، نیز در همین رسانه انتشار خواهد یافت (3).

در پاسخ به انتقاد دوم یعنی دریافت وجه ثبت نام، باید گفت این تصمیم تنها جهت پوشش بخشی از هزینه های همایش و بر مبنای حساسیت جمعی ما برای عدم وابستگی به منابع بیرونی گرفته شد. در عین حال از آنجا که مایل بودیم این همایش مجالی باشد برای حضور و مشارکت جمع هر چه وسیع تری از جوانان و دانشجویان، سعی داشتیم مبلغ ورودی در حدی تعیین شود که کسی از مخاطبان بالقوه را از شرکت در این گفتگوی جمعی محروم نکند. موضوع تخفیف هم برای بر مبنای همین نگاه گنجانده شد، که متاسفانه با بی دقتی و شتابزدگی در تهیه نسخه نهایی فراخوان، پناهجویان و پناهندگان را در بر نداشت (در واقع زمانی متوجه این نقص شدیم، که متن فراخوان به رسانه ها ارسال شده بود). بنابراین همین جا تصحیح می کنیم که تخفیف یاد شده شامل پناهجویان و پناهندگان هم می باشد. لازم به ذکر است که اساسا در نظر داشتن موقعیت و پتانسیل چشمگیر انبوه پناهجویان و پناهندگان جوان، یکی از دلایل مهمی بود که ما را بر آن داشت که نه صرفا دانشجویان، بلکه طیف گسترده تر جوانان را مخاطب فراخوان قرار دهیم.

ب. ابهامات
مهمترین ابهامات طرح شده در مورد شیوه برگزاری همایش متوجه فرم ثبت نام بوده است. از داوطلبین شرکت در همایش درخواست کرده بودیم که با پر کردن فرم ثبت نام به جمع تدارک برگزاری یاری دهند تا به تخمین نسبتا قابل اعتمادی از تعداد و ترکیب شرکت کنندگان دست یابند زیرا داشتن چنین تخمینی به طرح ریزی واقع بینانه تری از مباحثی که می تواند مورد توجه و اقبال شرکت کنندگان قرار گیرد و یا نحوه ی ارائه ی آنها کمک می کند. پرسش هایی نظیر وضعیت اقامت و سابقه فعالیت سیاسی را بر چنین مبنایی در فرم ثبت نام گنجانده بودیم که در بیشتر موارد پاسخگویی به آنها اختیاری بوده است (دلایل طرح این پرسش ها و اختیاری بودن پاسخ به سوالات ستاره دار در بالای فرم ثبت نام هم ذکر گردیده است). تصور ما بر آن بود که وقتی درج نام مخاطب در فرم ثبت نام خواسته نشده است، این کار نمی تواند به معنای دخالت در حوزه شخصی شرکت کنندگان باشد. اما در هر حال با توجه با بازخوردهایی که از مخاطبین دریافت کرده ایم، در فرم جدید ثبت نام، پاسخگویی به پرسش درباره کشور محل اقامت نیز اختیاری لحاظ شده است.

دوستانی که خود را مخاطب این همایش می یابند، اما به هر دلیلی تمایل به پر کردن فرم ثبت نام ندارند یا بنا به مشکلاتی قادر به حضور در همایش نیستند، می توانند با ارسال دیدگاههای مکتوب خود در مورد سازمان یابی (در محورهای یاد شده در فراخوان)، در این تلاش جمعی برای گشایش باب گفتگو از سازمان یابی در میان نسل جوان سهیم شوند.

ج. توضیحات تکمیلی
با توجه به اینکه سازوکار مطلوب ما جهت طرح موضوع سازمان یابی جوانان، بحث و گفتگوی جمعی در مورد دیدگاهها و روش ها از طریق نقد و بازخوانی مداوم آنها می باشد، از تمام دوستان جوان دعوت می کنیم تا با شرکت در این هم اندیشی، به تنوع و غنای کیفی آن یاری رسانند. به همین خاطر و به جهت فراخ تر کردن این امکان (و نیز در پاسخ به درخواست برخی از مخاطبین)، مهلت ثبت نام برای ارسال مقالات تا 25 سپتامبر تمدید می شود. با توجه به تمدید مهلت ارسال مقالات، زمان بندی دقیق میز گردها و سخنرانی ها و عناوین آنها نیز پس از اتمام مهلت ارسال مقالات یعنی حداکثر تا 26 سپتامبر اعلام خواهد شد.

و دو ملاحظه مهم:
1) آخرین خبر در رابطه با وضعیت اقامت در وبلاگ همایش به روز خواهد شد.

2) جهت حفاظت از حریم خصوصی و امنیت شرکت کنندگان همایش، برداشتن عکس، فیلم و یا ضبط صوتی گفتگوها در طی جلسات همایش و نیز در مکان اقامت جمعی اکیدا ممنوع است.

و سخن پایانی:
بدیهی است که چگونگی برگزاری و پیشرفت این همایش، به عنوان تجربه محدودی از آنچه که می تواند قدم های نخست در فرایند سازمان یابی از پایین باشد، خود می تواند مشمول نقد و تامل و نیز آسیب شناسی افق های آن قرار گیرد. امیدواریم که نقد تجربه همایش برلین با همه کاستی های احتمالی اش، مقدمه و ابزاری باشد برای کشف راه های بهینه سازمان یابی برای دخالتگری در سرنوشت جمعی.

پانوشت ها:
یک ) http://youthdialog.blogspot.com/2010/03/blog-post_12.html
دو ) http://youthdialog.blogspot.com/2010/08/blog-post.html
سه) لطفا دیدگاهها، مقالات و انتقادات خود را (برای انتشار در وبلاگ دیالوگ) با این نشانی برای ما بفرستید: youthdialog@gmail.com